استاد مغرور من – قسمت دوازدهم

از ماشین پیاده شد و در سمت من رو باز کرد . بازومو گرفت و محکم کشید و وادارم کرد پیاده بشم . خودم و سفت گرفتم و گفتم _مهرداد دستم درد گرفت لعنتی چرا هار شدی؟ خشن برگشت سمتم : _من هار شدم؟ هاری و بهت نشون میدم ترانه این همه سال دنبالت گشتم تا بپرسم چرا یهو ول […]

استاد مغرور من – قسمت یازدهم

حرفای بدی بهم زد جلوی خودم و نگرفتم و مثل خودش داد زدم _به تو چه؟ فکر کن هرزه شدم… فکر کن هرشب ز*ی*ر یه نفرم تو چی کاره ی منی ؟ حرفم با سیلی محکمی که به گوشم خورد قطع شد اصلا باورم نمیشد مهرداد بهم سیلی زده باشه از خشم نفس نفس میزد نیم نگاه بدی بهم انداخت […]

استاد مغرور من – قسمت دهم

با خشم و تعجب از لای دندون های کلیک شده اش گفت: _ترانه با تته پته گفتم _ترانه کیه یارو؟ اشتباه گرفتی من اصلا اسمم ترانه نیست … حتی تو زندگیم ترانه نمیشناسم . با خشم نگاهم کرد و مچ دستم و گرفت و عصبانی گفت _دهنتو ببند تا خودم نبستمش. حرفش و زد و مچ دستم و کشید رو […]

استاد مغرور من – قسمت نهم

با دیدن مهرداد استاد دانشگامون مثل یخ آب شدم با این سر و وضع منو می دید چه فکری پیش خودش میکرد ؟ بدون این که بهم نگاه کنه با عصبانیت به سمت مردک حمله کرد و داد کشید : _داری چه غلطی میکنی؟ به زور میخوای ببریش؟ مرده با اون هیکلش ترسید و دستم و ول کرد قبل از […]

استاد مغرور من – قسمت هشتم

یه مرد با چشمهای خمارش بهم نگاه کرد و کشیده گفت : _در خدمت باشیم خانم کوچولو . تمام تنم لرزید همین اول کاری جا زدم و باترس گفتم _نه ممنون . بدتر شد چون مرتیکه عین مست ها کشیده گفت _جووووون پس خانم ناز داره… خودم نازتو میخرم کوچولو. پشت بند حرفش از ماشین پیاده شد . فرار و […]

استاد مغرور من – قسمت هفتم

برای بابام غذا درست کردم و داروهاش و دادم و رفتم توی اتاقم روی تخته زوار در رفته ام نشستم و به این فکر کردم اگه بابام تا یه ماه دیگه عمل نشه اونو از دست میدم و تک و تنها میمونم . فکرای بدی تو سرم بود . میتونستم تحمل کنم؟ دخترونگی امو پیش کش آدمای هوس باز کنم […]

محسن چاوشی – بیست هزار آرزو

ای همه خوبی؛ تو را پس تو؛ که رایی، که را؟! / ای گل در باغ ما؛ پس تو کجایی، کجا؟●♪♫ سوسن؛ با صد زبان، از تو نشانم نداد / گفت رو! از من مجو، غیرِ دعا وُ ثنا●♪♫ سرو اگر سر کشید؛ در قدِ تو، کی رسید؟! /  نرگس اگر چشم داشت؛ هیچ ندید او تو را●♪♫ هر طرفی […]

استاد مغرور من – قسمت ششم

نذاشت اعتراض کنم و با قدم های مغرور و بلند به سمت ماشین آخرین سیستمش رفت و سوار شد. اون زمانی که با من دوست بود یه پسر دانشگاهی بود که فقط یه موتور داشت. منم یه دختر دبیرستانی ساده و احمق با یاد اون روزا سری تکون دادم و از دانشگاه خارج شدم . کوچه پشتی منتظرم بود اما […]

استاد مغرور من – قسمت پنجم

بلافاصله ازش فاصله گرفتم… هر دو با نفس نفس به هم خیره شده بودیم که در کلاس باز شد و شیدا یکی از دخترای آویزون و رو مخ اومد تو . با دیدن من و مهرداد با شک نگاهمون کرد و گفت _استاد باهاتون کار داشتم رفتم دفتر اساتید نبودید مهرداد با اخم جواب داد _سر کلاس هر سوالی دارید […]

استاد مغرور من – قسمت چهارم

مثل برق گرفته ها وایستادم . کلاس خالی خالی بود مهرداد به سمتم اومد و در کلاس و بست چسبیدم به دیوار… با اخم نگاهم کرد و گفت: _پس بالاخره آدم به آدم رسید با تته پته گفتم: _چه آدمی؟؟؟ م… من اصلا تو رو نمیشناسم . دستشو کنار سرم روی دیوار گذاشت و خمار گفت: _پسری که سال باهاش […]