متن ماه از مرسده

متن ماه چه زیباست نقاشی خداوند! چه زیباست افریده هایش ستاره ها و ماه خورشیدش،درختان و کوهایش. به روستایی رفتیم،هنگام برگشت شب شده بود. هندزفریم را بر گوشم گذاشتم و همینطور به اهنگ ملایم ارامش بخشم گوش سپرده بودم. همینطور ک به بیرون خیره شده بودم یک نیم دایره ی قرمز را دیدم.چ زیبا! با خودم فک  کردم ک ماه […]

انشا خواب از مرسده

  انشا خواب شبی چشمانم را بستم خسته بودم میخواستم ب چشمم؛ روحم و بدنم استراحت بدهم.میخواستم در تاریکی شب گم شوم. وقتی چشمانم را بستم دیگر تصوری نداشتم ک به عنوان خواب ان را تجسم کنم. ب هر چیزی فکر میکردم میدیدم دیگر تمام شده. میدیدم دیگر با ان موضوع کاری ندارم. یا در آن موفق نشدم یا نیمه […]